فیزیوتراپی ایران
دانشجویان ورودی ١٣٨٨ فیزیوتراپی ایران

 
تاريخ : 88/10/27
اسپاسم(SPASM):

واژه شناسی:

انقباض ناگهانی،شدید و غیر ارادی یک یا چند عضله که همراه با درد و اختلال کار عضلات است.

انواع اسپاسم:

اسپاسم دست و پایی

Carpopedal spasm

اسپاسم پشت سرهم

Clonic spasm

اسپاسم عضلات صورت

Cynic spasm

اسپاسم عادتی

Habit spasm

اسپاسم تصمیمی

Intention spasm

اسپاسم وسیع

Massive spasm

اسپاسم تقلیدی

Mimic spasm

اسپاسم آمیخته

Mixed spasm

اسپاسم همراه با بیماری های عضلانی

Myopathic spasm

اسپاسم اشاره سر

Nodding spasm

اسپاسم رقص مانند

Saltatory spasm

اسپاسم کزازی

Tetanic spasm

اسپاسم همراه با طولانی شدن سختی عضلانی

Tonic spasm

اسپاسم سمی

Toxic spasm

کنتراکچر(CONTRACTURE):

واژه شناسی:

انقباض مرضی،کوتاه شدن یک عضله یا نسج التیامی که ایجاد تغییر و بدشکلی بکند.

تعریف:

بافت فیبری که در خلال آتروفی ناشی از قطع عصب جانشین فیبرهای عضله می شود،معمولا به مدت چندین ماه پیوسته کوتاه می شود که به این حالت ”کنتراکچر“ میگویند.

انواع کنتراکچر:

dupuytren`s contracture

خمیدگی دست و انگشتان به علت انقباض نیام کف دستی.

volkman`s contracture

تا شدن دست همراه با چرخش آن به طرف داخل که با چروکیدگی و سخت شدن عضلات ساعد همراه است.

جمود نعشی(RIGOR MORTIS):

واژه شناسی:
سفتی و سختی عضلات بدن که تا ١٠ ساعت پس از مرگ ایجاد شده و ٣ تا ٤ روز باقی می ماند.

تعریف:
تمام عضلات بدن چندین ساعت پس از مرگ به یک حالت کنتراکچر موسوم به ”جمود نعشی“ وارد می شوند؛به عبارت دیگر عضله حتی بدون پتانسیل عمل منقبض و سفت می شود.علت این سفتی اتمام ذخایر آدنوزین تری فسفات است که در خلال فرایند استراحت برای جدا ساختن پل های عرضی از فیلامان های اکتین لازم است.عضلات تا زمان تخریب پروتئین ها که حدود ١٥ تا ٢٥ ساعت بعد است،سفت می مانند.علت تخریب پروتئین ها این است که آنزیم های لیزوزومی پس از مرگ آزاد میشوند و موجب اتولیز می گردند.تمام این وقایع در دماهای بالاتر،سریع تر اتفاق می افتد.

کزازی شدن(TETANUS):

واژه شناسی:
انقباض متداوم یک عضله بدون فواصل انبساطی

تعریف:
 در صورتی که فرکانس تحریکات وارد بر عضله چنان تنظیم گردند که در فواصل بین تحریکات،عضله از حالت انقباض خارج نشود،مرتب انقباضات روی یکدیگر جمع شده و عضله را در یک حالت انقباض نگاه می دارد که به آن ”کزاز“ می گویند.در صورتی که تحریک عضله آن قدر تداوم پیدا کند تا عضله خسته گردد،علی رغم حضور تحریک،عضله به آهستگی از انقباض خارج شده و به حالت استراحت می رود.در صورتی که اگر تحریک قبل از شروع خستگی قطع گردد،عضله ای که دچار کزاز است،فورا به استراحت می رود.باید توجه داشت فرکانس تحریک مورد نیاز برای تولید کزاز به طور قابل توجهی متغیر است و بستگی به نوع تار عضلانی دارد.تارهای عضلانی سریع به فرکانسی بیش از ١٠٠ هرتز نیاز دارند؛در حالی که در فیبرهای آهسته فرکانس ٣٠ هرتز کافی است.لازم به ذکر است که عضلات قلبی تحریک ناپذیر هستند.

ترپ(TREPPE):

واژه شناسی:
افزایش تدریجی انقباض عضلانی در اثر تحریک مکرر و سریع

تعریف:
هنگامی که عضله پس از یک دوره طولانی استراحت شروع به انقباض می کند،قدرت اولیه انقباض آن ممکن است تنها حدود نصف قدرت ١٠ تا ٥٠ تکان عضلانی بعد باشد.به عبارت دیگر،قدرت انقباض تا رسیدن به یک کفه افزایش می یابد.به این پدیده ”پدیده پلکانی“ یا ”ترپ“ می گویند.اگرچه هنوز تمامی علل احتمالی پدیده پلکانی معلوم نیست،ولی معتقدند که علت اصلی آن افزایش یون کلسیم در سیتوزول است؛زیرا با هر پتانسیل عمل تدریجا یون های کلسیم بیشتر و بیشتری به درون شبکه سارکوپلاسمی آزاد می شود و امکان بازگرداندن فوری یون ها وجود ندارد.

فاسیکولاسیون(FASCICULATION):


واژه شناسی:
انقباضات خود به خود تعدادی از رشته های عضلانی که به وسیله یک رشته عصبی حرکتی ایجاد می شود.

تعریف:
وقتی که ایمپالس غیرطبیعی در یک فیبر عصبی حرکتی منتشر می شود،تمام واحدهای حرکتی مربوط به آن تحریک گشته که این امر خود انقلاض کافی را در عضله ایجاد می کند.بنابراین موج کوچکی را روی پوست آن عضله می توان مشاهده نمود که این روند را ”فاسیکولاسیون“ گویند.فاسیکولاسیون به دلیل تخریب نورون های حرکتی شاخ قدامی نخاع در فلج اطفال یا به دنبال قطع عصب بر اثر ضربه ایجاد می شود.وقتی فیبرهای عصبی محیطی به تدریج ازبین رفتند،ایمپالس های خود به خودی در چند روز اول تولید می شوند و موجب بروز فاسیکولاسیون عضله می شوند که در الکتروکاردیوگرام به صورت پتانسیل های دوره ای ضعیف دیده می شوند.

فیبریلاسیون(FIBRILLATION):

واژه شناسی:
انقباض فردی و خود به خودی رشته های عضلانی

تعریف:
وقتی تمام اعصاب یک عضله خراب می شوند و فیبرهای عصبی فعالیت خود را از دست می دهند، ٣ تا ٥ روز ایمپالس های خود به خودی در فیبرهای عضلانی بدون عصب شروع به تظاهر می کنند.در ابتدا فرکانس ایمپالس ها یک بار در هر ثانیه است.بعد از چند روز تا چند هفته فرکانس ایمپالس ها به ٣ تا ١٠ بار در ثانیه می رسد.لذا وقتی عصبی وجود ندارد،یک ریتمیسیته ذاتی در عضله اسکلتی به وجود می آید.این حالت احتمالا ناشی از گسترش تعداد زیاد رسپتور استیل کولین بر روی سطوح فیبرهای عضلانی است که احتمالا نفوذپذیری غشاء فیبرها را افزایش می دهد.بعد از چند هفته عضله آتروفی پیدا می کند و ایمپالس ها قطع می شوند.

فیبریلاسیون بطنی:


خطرناک ترین آریتمی قلبی است که اگر ظرف ٢ تا ٣ دقیقه متوقف نشود،تقریبا همیشه مرگبار است.فیبریلاسیون بطنی ناشی از ایمپالس های قلبی است که دیوانه وار در عضله بطن به این سو و آن سو می روند و پس از تحریک قسمت های مختلف قلب،نهایتا به محل اولیه خود بازمی گردند و مجددا همان عضله بطنی را تحریک می کنند و به این کار بی وقفه ادامه می دهند.هنگامی که این حالت اتفاق بیفتد،قسمت های کوچک زیادی از عضله بطنی هم زمان منقبض می شوند،در حالی که قسمت های دیگری بدون انقباض می مانند.لذا هیچ گاه تمام عضله بطن به طور هماهنگ و هم زمان منقبض نمی شود و چرخه پمپاژ قلب مختل می گردد.بنابراین با وجود پیام های تحریکی فراوان در سراسر بطن ها،حفرات بطنی نه منقبض می شوند و نه متسع،بلکه در حالت بینابینی انقباض ناقص می مانند و مقدار خون پمپ شده تقریبا به صفر می رسد.لذا هوشیاری فرد ظرف ٤ تا ٥ ثانیه از شروع فیبریلاسیون به علت نرسیدن خون به مغز از دست می رود و بافت ها ظرف چند دقیقه شروع به مرگ غیر قابل برگشت می کنند.

فیبریلاسیون دهلیزی:


مکانیسم فیبریلاسیون دهلیزی با مکانیسم فیبریلاسیون بطنی یکسان است،جز این که در عضله دهلیز اتفاق می افتد نه در عضله بطن.فیبریلاسیون دهلیزی غالبا با فیبریلاسیون بطنی همراه نیست.

لرزش(TREMOR):

واژه شناسی:
تکان،حرکت غیر ارادی در نتیجه انقباضات متناوب عضلات متقابل که ممکن است به طور طبیعی یا مرضی رخ دهد.

انواع لرزش:

لرزش وسیعCoarse tremor


لرزش رشته ایFibrillary tremor


لرزش کم دامنهFine tremor


لرزش تحمیلیFlapping tremor


لرزش قصدیIntention tremor


لرزش ارادیVolitional tremor

فلج شل(FLACCID):

تعریف:
زمانی رخ می دهد که سلول های شاخ قدامی نخاع یا ضایعات اعصاب محیطی آسیب می بینند.در این صورت عضله(عضلات)قدرت انقباض خود را به طور کامل از دست می دهند.

فلج سخت(REGIDITY):

تعریف:
فلج سفت در ارتباط با سیستم عصبی مرکزی(به جز سلول های شاخ قدامی نخاع) و مختص گروهی از عضلات است.در این فلج تون عضلات آگونیست یا آنتاگونیست افزایش می یابد.

تونوس(TUNOS):

تعریف:
معمولا عضلات حتی هنگام استراحت نیز به مقدار معینی سفت می مانند.این حالت را تونوس عضله می نامند.با توجه به لین که فیبرهای عضلات اسکلتی بدون پتانسیل عملی که آن ها را تحریک کند،منقبض نمی شوند،لذا کل تونوس عضله اسکلتی ناشی از ایمپالس های عصبی است که با سرعت کم از نخاع می رسند.خود این ایمپالس ها تا حدودی تحت کنترل پیام هایی هستند که از مغز به نرون های حرکتی قدامی می رسند و تا حدودی نیز در کنترل پیام های هستند که از دوک های عضلانی واقع در خود عضله منشا می گیرند.

تیک(TIC):

واژه شناسی:
اسپاسم عادتی،انقباض اسپاسمی و غیر ارادی رشته های عضلانی به خصوص عضلات صورت.تیک می تواند با استرس های روانی مرتبط باشد.

آتروفی(ATROPHY):

واژه شناسی:
هزال،کوچک شدن،صغر،کاهش یافتن در اندازه و لاغر شدن و کم نیرو شدن در عمل،کوچک شدن و تحلیل رفتن عضله ای که قبلا به طور طبیعی رشد کرده بوده است.

تعریف:
اگر عضله ای به مدت طولانی بی استفاده بماند،تخریب پروتئین های انقباضی بسیار سریع تر ازجایگزینی آن ها صورت خواهد گرفت.بنابراین عضله دچار آتروفی می شود.
در آتروفی فیبرهای عضله به سمت استحاله شدن پیش می روند.در اصطلاح عامیانه به آتروفی ”آب شدن“ گفته می شود.

هایپرتروفی(HYPERTROPHY):

واژه شناسی:
پرسازی،افزایش حجم عضله که به علت بزرگ شدن یاخته های موجود در آن عضله می باشد.

تعریف:
تقریبا تمام هایپرتروفی عضله،معلول افزایش تعداد فیلامان های اکتین و میوزین در هر فیبر عضله است؛به طوری که موجب بزرگی تک تک فیبرهای عضله می گردد و به آن ”هایپرتروفی فیبر“ می گویند.اگر هم زمان با انقباض عضله به آن بار نیز تحمیل شود،هایپرتروفی بسیار بیشتری اتفاق می افتد.برای ایجاد هایپرتروفی چشمگیر ظرف ٦ تا ١٠ هفته،تنها کافی است چند انقباض قوی در روز صورت گیرد.
معلوم نیست چگونه انقباض نیرومند منجر به هایپرتروفی می گردد؛اما می دانیم که در خلال ایجاد هایپرتروفی،سزعت ساخت پروتئین های انقباضی عضله بسیار بیشتر از سرعت تخریب آن هاست و در نتیجه تعداد فیلامان های اکتین و میوزین در میوفیبریل ها به تدریج افزایش می یابد(گاه تا ٥٠ درصد بیش تر).برخی از خود میوفیبریل های عضله در حال هایپرتروفی نیز می شکنند و میوفیبریل های تازه به وجود می آورند،ولی میزان اهمیت این پدیده در هایپرتروفی معمول عضلانی هنوز نامعلوم است.علاوه بر افزایش تعداد میوفیبریل ها،دستگاه های آنزیمی تامین کننده انرژی نیز زیاد می شوند.این امر به ویژه در مورد آنزیم های گلیکولیز صادق است و به عضله امکان می دهد در خلال انقباض قوی ولی کوتاه مدت،انرژی لازم را به سرعت تامین کند.
شکل دیگر هایپرتروفی زمانی اتفاق می افتد که عضلات تا طولی بیش تر از معمول کشیده شوند.این حالت موجب می شود سارکومرهای جدیدی به انتهای فیبرهای عضله در محل اتصال آن ها به تاندون اضافه شود.در واقع سارکومرهای جدید می توانند تنها ظرف چند دقیقه اضافه شوند و این نمایانگر سرعت زیاد این گونه هایپرتروفی است.
هایپرتروفی می تواند کاذب باشد،به این معنی که این فیبر نیست که رشد می کند،بلکه بافت های هم بند جایگزین آن ها می شوند.این نوع هایپرتروفی باعث تقلیل قدرت عضله می شود.

خستگی عضلانی(FATIGUE):

واژه شناسی:
از بین رفتن نیرو در اثر تلاش یا به علل دیگر

تعریف:
خستگی عضلانی نای از تشکیل اسید لاکتیک خاصل از متابولیزه شدن گلیکوژن است.زمان مورد نیاز برای بهبودی به وسیله سرعت حذف اسید لاکتیک از خون تعیین می شود.در بیش تر موارد،زمان بهبودی حدود ٢٠ تا ٣٠ دقیقه است.

انقباض قوی و طولانی عضله منجر به حالتی کاملا ناشناخته موسوم به خستگی عضلانی می شود.مطالعه بر روی ورزشکاران نشان داده که خستگی عضلانی تقریبا متناسب با سرعت افت گلیکوژن در عضله افزایش می یابد.بنابراین احتمالا بیشتر خستگی تنها ناشی از ناتوانی فرایندهای انقباضی و متابولیک فیبرهای عضلانی است که اجازه نمی دهند برون ده کاری پابتی تداوم یابد.البته آزمایش ها نشان داده اند که هدایت پیام عصبی از طریق پیوستگاه عصبی عضلانی پس از فعالیت طولانی عضله می تواند کم شود و انقباض عضله را بیش تر تضعیف سازد.توقف خون رسانی به عضله در حال انقباض ظرف ١ یا ٢ دقیقه منجر به خستگی تقریبا کامل عضله می شود،زیرا امکان جبران کمبود عناصر غذایی به ویژه اکسیژن وجود ندارد.

تشنج(CONVULSION):

واژه شناسی:
تکان های عضلانی غیر ارادی

تعریف:
انقباضات غیر عادی عضلات که ناشی از تحریکات غیر عادی مغز و ناشی از علل مختلف است.تشنج ممکن است موضعی یا عمومی،همراه با هوشیاری یا بدون آن باشد.

انواع تشنج:

تشنج صرعی شکلEpileptiform convulsion

تشنج تقلیدیMimic convulsion

تشنج زایمانیPuerperal convulsion

تشنج عضله جناغی چنبری پستانیSalaam convulsion

تشنج کزازیTetanic convulsion

تشنج اورمیاییUremic convulsion

میوتونی(MYOTONIA):

واژه شناسی:
افزایش تنوس یا کشش عضله

انواع میوتونی:

:Myotonia atrophica
بیماری نادری است که با سختی و آتروفی پیش رونده عضلات مشخص می شود.

:myotonia congenita
نوعی بیماری ارثی است که با اسپاسم تنوسی و سفتی بعضی از عضلات در موقع حرکت دادن آن ها مشخص می شود.

:myotonia dystrophica
بیماری نادری است که با اختلال رشد عضلات به دلیل مشکلات تغذیه ای همراه است.



ارسال توسط جواد احمدی

ابزار رایگان وبلاگ