اولین بار در سال 1971 دو دانشمند آلمانی پس از وارد آوردن یک نیروی کششی به مفصل بین انگشت و کف دست شکلگیری حبابهای گازی را در مفصل اثبات کردند.ایجاد این حبابها باعث تحریک گیرنده های عصبی داخل مفصل میشود و به این ترتیب مغز از پیدایش یک حالت غیر طبیعی در مفصل اطلاع پیدا میکند.در حقیقت ما به طور ناخود آگاه تلاش میکنیم پیام ناراحتکنندهای را که از مفصلها به مغزمان مخابره شده است،رفع کنیم.به این ترتیب با ایجاد کشش مفاصل خود در حداکثر دامنه حرکت آنها،سعی میکنیم که این حباب گازی را بترکانیم و وقتی حباب گازی میترکد،همان صدای معروف و خوشایند شنیده میشود.به خاطر همین فرآیند تشکیل حباب است که پس از قولنج شکستن و یا همان ترکاندن حباب تا مدتی با هر حرکتی هم هیچ صدایی از مفصل ما بیرون نمیآید چون تشکیل دوباره حباب نیازمند گذشت زمان است.و اما ماجرا برای برخی افراد به همین جا ختم نمیشود.آرام آرام با تکرار این کار برخی از ما نه به خاطر روانتر شدن حرکت مفصلهای خود که تنها برای لذت بردن از صدای ترکیدن به جان مفاصل خود میافتیم،به طوری که تا صدای تازهای ازمفاصل خودنشنویم،دستبردارنیستیم شاید نتوان با قطعیت از عوارض طولانی مدت شکستن قولنج مفاصل سخن گفت اما یک توصیه را باید بیتردید پذیرفت:«لطفا برای شکستن قولنج خود از فرد دیگری استفاده نکنید!»اگر تا امروز هنگام گرفتن عضلات پشت شما از کسی تقاضا میکردید که روی ستون فقراتتان راه برود و حالا سالم هستید،فقط باید گفت که آدم خوششانسی بودهاید!
با قولنج خود چه کنیم؟
اگر به طور مکرر دچار گرفتگی عضلانی میشوید و پس از بررسی های لازم علت خطرناکی یافت نشده است،میتوانید با مشاوره با یک کارشناس فیزیوتراپی نرمشها و حرکتهای کششی مفید را یاد بگیرید.بهتر آن است که این مانورها را هنگامی که دچار مشکل نیستید،تمرین کنید و در موقع گرفتگی عضلانی تازه به فکر یاد گرفتن و امتحان کردن آنها نیفتید!بهتر است پیش از شروع فعالیت ورزشی نیز به میزان کافی مایعات استفاده کنید.اگر به فهرستها مراجعه کنیم،متوجه میشویم که بوعلی سینا و محمد بن زکریای رازی هر کدام یک کتاب مستقل و مفصل در مورد قولنج نوشتهاند.در روزگار ما دیگر کسی از شنیدن نام قولنج وحشت نمیکند اما اگر واقعا میخواهید به ابهت و جایگاه قولنج در قرنهای پیش از این پی ببرید،کافی است بدانید که ابوعلی سینا، یعقوب لیث و دکتر سعید نفیسی همگی به علت قولنج از دنیا رفتهاند...