عشق
کودک 8 ساله
از زمانی که مادربزرگم دچار آرتروز شد،دیگر نمی توانست خم شود و ناخن های پایش را لاک بزند،ازآن به بعد،همیشه پدربزرگم این کار را برای او انجام میداد.حتی وقتی دستهای خودش هم دچار آرتروز شد.این عشق است.
کودک4 ساله
وقتی کسی شما را عاشقانه دوست می دارد،شیوه ی بیان اسم شما در صدای او متفاوت است و تو می دانی که نامت در لبهای او ایمن است.
کودک6 ساله
عشق یعنی آن هنگامی که برای خوردن غذا با کسی بیرون می روی و بیشتر چیپس خود را به او می دهی. بدون اینکه توقع متقابلی داشته باشی.
کودک 4 ساله
عشق آن چیزی است که در اوج خستگی، لبخند را به لبانت می آورد.
کودک 7 ساله
عشق یعنی آن زمانی که مامان برای بابا قهوه درست می کند و برای اطمینان از خوبی طمعش کمی از آن را می نوشد.
کودک 7 ساله
عشق آن زمانی است که به شخصی می گویی از لباست خوشت آمده و او از آن پس ،هر روز آن را می پوشد!!
کودک 5 ساله
عشق یعنی آن زمانی که مامان بزرگترین تکه مرغ را برای بابا می گذارد.