مهندس یا تروریست؟
بررسی نتایج تحقیق دو جامعه شناس انگلیسی
داستان ((تروریست-مهندس ها))
مهندسی حرفه ای نیست که اکثر مردم بتوانند آن را به مذهب ربط دهند.از دید خیلی ها بتن آرمه کردن خانه ها و پل ها بر اصول سکولار علم بنا شده است نه چیز دیگر.اما حمله ناکام روز کریسمس به هواپیمای آمستردام-دیترویت توسط عمر فاروق عبدالمطلب،مهندس مکانیک نیجریه ای،یادآور ترکیبی بود که سال های سال است که افراط گرای خشونت طلب به وجود می آورد.شواهد زیادی برای تقویت این ادعا وجود دارد.
محمد عطا،مغز متفکر حملات یازده سپتامبر مهندس معمار بود.خالدشیخ محمد،که از او به عنوان معمار حملات نام می برند،از رشته مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شده بود.دو نفر از سه بنیانگذار لشکر طیبه،گروهی که احتمالا حملات خونبار بمبئی در سال ۲۰۰۸ را سازمان داده است،در دانشگاه مهندسی و تکنولوژی لاهور استاد دانشگاه بودند.
مقاله ای که چند ماه پیش توسط دو جامعه شناس برجسته - دیه گو گامبتا و استفن هرتاگ - منتشر شد شواهد تجربی دیگری را به نفع این ادعا در اختیارمان می گذارد.این جامعه شناسان زندگی بیش از ۴۰۰ تروریست افراط گرا را در ۳۰ کشور خاور میانه و آفریقا را بررسی کرده اند که اکثرشان بین دهه های ۱۹۵۰ تا ۷۰ میلادی متولد شده بودند.تحقیقات گامبتا و هرتاگ مشخص می کند که مهندسان سه تا چهار بار بیشتر از تجار،پزشکان و دانشمندان به تروریست های خشن تبدیل می شوند.
این تروریست-مهندسان را چه می شود؟
توضیح ساده ماجرا می تواند این باشد که مهندسی در کشورهایی که افراط گرا تحویل جامعه می دهند رشته دانشگاهی پرطرفداری است.اما گامبتا و هرتاگ در تحقیق خود نسبت دانشجویان ثبت نام کرده در رشته های مهندسی به دیگر رشته ها را هم لحاظ کردند و باز هم به نتایجی مشابه رسیدند.جالب اینجاست که ۶۰ درصد تروریست های افراط گرایی که در کشورهای غربی بزرگ شده بودند سوابق مهندسی داشتند.
یک دلیل احتمالی دیگر می تواند این باشد که مهندسان مهارت های تکنیکی و فوت و فن هایی را یاد می گیرند که سازمان های تروریستی به آنها نیاز دارند.اما تحقیق جدید نشان می دهد که مهندسان بیشتر از آن که بمب بسازند نقش رهبری را در این سازمان ها بر عهده دارند.به علاوه دانش مهندسی آنها در حملات آنقدرها هم سودمند نیست چرا که بخش اعظم متدهای حملات تروریستی ابتدایی به حساب می آید.درست است که ۸ نفر از ۲۵ هواپیما ربای حملات ۱۱ سپتامبر مهندس بودند،اما تجربه آنها در کار با چاقو یا حضورشان در مدرسه پرواز بود که به دردشان خورد،نه مدرک تجملی مهندسی شان.گامبتا و هرتاگ احتمال می دهد که نبود کار مناسب برای مهندسان در موطن شان باعث تندرو شدن آنها می شوند.جوان فارغ التحصیلی که به سختی در دانشگاه قبول شده مطمئن بوده اگر درس بخواند شغل پردرآمدی نصیبش می شو.اما تعهدات دولت مبنی بر پیشبرد مدرنیزاسیون و توسعه در کشورهای جهان سوم اکثرا با سرکوب و فساد فراموش می شود.البته یکی از استثنائات وضعیت عربستان سعودی است که در آن مهندسان بی دردسر کار پیدا می کنند.جالب اینجاست که عربستان سعودی تنها کشور عربی است که تعداد مهندسان تروریست در آن بالا نبود.
چه عامل دیگری باعث می شود که این دانشجویان سابق به خشونت روی بیاورند؟
گامبتا و هرتاگ برای پاسخ به این پرسش،نتایج تحقیقی را به روز کردند که اولین بار در ۱۹۷۲ منتشر شد؛این تحقیق را سیمور لیپست و کارل لد روی همکارانشان - اساتید دانشگاه های آمریکا - انجام داده بودند و <<منحنی ایدئولوؤیکی>> نام داشت.براساس تحقیق اولیه،اکثر مهندسان بیشتر از بقیه استادان در رشته های دیگر،خود را <<قویا محافظه کار>> و <<عمیقا مذهبی>> توصیف کرده بودند.گامبرتا و هرتاگ این تحلیل را بر روی داده هایی که در سال ۱۹۸۴ جمع آوری شده بود تکرار کردند و به نتایج مشابهی رسیدند.۴۶ درصد مهندسان(مرد آمریکایی)خود را محافظه کار و مذهبی توصیف کرده بودند؛این را مقایسه کنید با آمار ۲۲ درصدی دانشمندان در حوزه علوم محض.گامبرتا و هرتاگ به علاوه درباره ذهنیت خاص مهندسان نوشته اند که ابهام و مصالحه را خوار می شمرد.آنها ممکن است بیشتر از بقیه در مورد به نظم در آوردن اجتماع شور و اشتیاق داشته باشند و اجرای قوانین سفت و سخت را بهترین راه رسیدن به این هدف بدانند.
عبدالمطلب در مطلبی که به طور ناشناس بر روی اینترنت گذاشته بود،نگرانی خود را از تضاد میان نحوه زندگی سکولار خود و دیدگاه های افراط گرایانه اش عنوان کرده بود.او نوشته بود:<<چطور می توان میان این دو توازن برقرار کرد؟>>آیا نباید تاریخ فلسفه را جزء دروس اجباری دانشجویان مهندسی قرار داد؟